مدیرمسئول پایگاه خبری رصدمراغا، در یادداشتی با عنوان «جولان بلاگرهای بیمحتوا و خلأ قانون در زیست مجازی »، به بررسی پیامدهای گسترش محتوای کممحتوا و جنجالی در شبکههای اجتماعی پرداخته و نسبت به کمرنگ شدن مرزهای اخلاقی، اجتماعی و حریم خصوصی در فضای مجازی هشدار داده است.
در این یادداشت آمده است: فضای مجازی دیگر یک دنیای جدا از زندگی واقعی نیست؛ بلکه به بخشی از زیست روزمره جامعه تبدیل شده است؛ فضایی که میلیونها نفر هر روز در آن محتوا تولید میکنند، به تماشای محتوا مینشینند، تبلیغ میکنند و از همین مسیر بر افکار، سبک زندگی و حتی انتخابهای دیگران اثر میگذارند.
نویسنده در ادامه، مسئله را نه مخالفت با بلاگری و تولید محتوا، بلکه نبود مرزهای روشن میان آزادی فعالیت، مسئولیت اجتماعی و حقوق مخاطب میداند و تأکید میکند که فضای مجازی، همانند فضای حقیقی، نمیتواند فارغ از قواعد، اخلاق و پاسخگویی باشد.
فضای مجازی دیگر یک دنیای جدا از زندگی واقعی نیست؛ بخشی از زیست روزمره ماست. میلیونها نفر هر روز ساعتهایی از زندگی خود را در شبکههای اجتماعی میگذرانند، محتوا تولید میکنند، میبینند، تبلیغ میکنند و از همین مسیر بر افکار، سبک زندگی و حتی انتخابهای دیگران اثر میگذارند.
با این حال، به نظر میرسد سرعت گسترش این فضا بسیار بیشتر از سرعت قانونگذاری و شکلگیری سازوکارهای نظارتی بوده است؛ خلأیی که امروز خود را در قالب جولان برخی بلاگرهای کممحتوا، نمایشهای تحریکآمیز، رفتارهای خارج از عرف، ادبیات توهینآمیز و مسابقهای بیپایان برای کسب لایک و ویو نشان میدهد.
مسئله، مخالفت با بلاگری یا تولید محتوا نیست. فضای مجازی میتواند بستری برای خلاقیت، آموزش، سرگرمی، کسبوکار و حتی اشتغال باشد. مسئله از جایی آغاز میشود که برای رسیدن به عدد بالاترِ بازدید، مرزهای اخلاقی، اجتماعی و حریم خصوصی نادیده گرفته میشود و هر رفتاری با این توجیه که «مخاطب خودش انتخاب میکند» قابل دفاع تلقی میشود.
آیا در فضای حقیقی، هر فردی میتواند بدون هیچ محدودیتی وارد حریم خانواده دیگری شود، با ادبیات نامناسب صحبت کند، رفتارهای خارج از عرف داشته باشد یا محتوایی را پیش چشم کودکان و نوجوانان قرار دهد؟ طبیعتاً جامعه برای چنین رفتارهایی حد و مرزهایی تعریف کرده است.
اما چرا همین مرزها در فضای مجازی تا این اندازه کمرنگ شدهاند؟
اگر فضای مجازی بخشی از زندگی واقعی ماست، چرا نباید برای آن نیز قواعد روشن و قابل اجرا وجود داشته باشد؟
موضوع فقط نوع پوشش یا آرایش افراد نیست؛ مسئله بزرگتر، تبدیل شدن «جلب توجه به هر قیمت» به یک مدل کسب درآمد و شهرت است. وقتی الگوریتمها بیش از کیفیت محتوا به میزان توجه واکنش نشان میدهند، طبیعی است که برخی افراد به سمت محتوای جنجالیتر، پرحاشیهتر و گاه نامناسبتر سوق پیدا کنند.
در چنین شرایطی، سؤال مهم این است: مسئولیت چه کسی است؟
آیا سازوکار شفافی برای تبلیغات در فضای بلاگری وجود دارد؟ آیا مخاطب میداند یک بلاگر برای معرفی یک محصول چه میزان منفعت مالی دریافت میکند؟ چه نهادی بر محتوای تبلیغاتی نظارت میکند؟ تکلیف تبلیغ کالاها و خدمات نامناسب برای کودکان و نوجوانان چیست؟ و در نهایت، اگر یک فرد از اعتماد و شهرت خود برای تبلیغ محصولی نامناسب یا فریبنده استفاده کند، چه نهادی باید پاسخگو باشد؟
مسئله حتی فراتر از بلاگرهاست. امروز هر فردی میتواند در مدت کوتاهی به یک رسانه تبدیل شود؛ رسانهای با هزاران یا حتی میلیونها مخاطب، اما بدون آنکه الزاماً مسئولیتهای یک رسانه حرفهای را بر عهده داشته باشد.
اینجاست که مفهوم «مسئولیت اجتماعی» اهمیت پیدا میکند.
در بسیاری از جوامع، آزادی بیان و آزادی فعالیت در فضای مجازی به معنای آزادی مطلق و بیقیدوشرط نیست. آزادی همواره در کنار مسئولیت معنا پیدا میکند و وقتی فعالیت یک فرد بر زندگی، امنیت، حقوق یا حریم دیگران اثر میگذارد، جامعه ناگزیر به تعیین چارچوبهایی برای آن است.
ما نیز به جای برخوردهای مقطعی، سلیقهای و پس از وقوع آسیب، به یک نظام روشن و شفاف نیاز داریم؛ نظامی که هم حقوق تولیدکننده محتوا را به رسمیت بشناسد و هم از حقوق مخاطب، خانواده، کودک و جامعه محافظت کند.
قرار نیست با قانونگذاری، فضای مجازی به محیطی خشک و غیرقابل استفاده تبدیل شود. اتفاقاً قانون خوب باید امکان فعالیت سالم را بیشتر کند؛ باید مشخص کند چه چیزی تبلیغ محسوب میشود، چه مسئولیتی بر عهده تولیدکننده محتواست، حریم خصوصی کجاست، چه محتوایی برای گروههای سنی مختلف نامناسب است و در صورت تخلف، چه فرآیند شفاف و عادلانهای برای رسیدگی وجود دارد.
مشکل امروز، صرفاً حضور بلاگرهای بیمحتوا نیست؛ مشکل، نبودن مرزهای روشن در فضایی است که روزبهروز نقش پررنگتری در شکل دادن به فرهنگ عمومی پیدا میکند.
اگر قرار است فضای مجازی بخشی از زندگی ما باشد، باید برای آن «قانون»، «مسئولیت» و «پاسخگویی» نیز تعریف شود.
نه با هدف حذف بلاگرها، نه با هدف محدود کردن خلاقیت و نه با نگاه سلبی؛ بلکه برای اینکه فضای مجازی از یک میدان بیقاعده برای مسابقه لایک و ویو، به محیطی امنتر، مسئولانهتر و حرفهایتر تبدیل شود.
جامعه به همان اندازه که به آزادی در فضای مجازی نیاز دارد، به امنیت، اخلاق، حریم خصوصی و حقوق شهروندی نیز نیازمند است. هنر حکمرانی در این فضا، پیدا کردن همین نقطه تعادل است؛ تعادلی که ظاهراً هنوز فاصله زیادی با آن داریم.
نویسنده : جعفر قهرمان

Monday, 7 September , 2026