به گزارش رصدمراغا ؛ حدود ۴۰ روز پیش خبری در بین مردم شایع شد که همه را به ‌بهت و تعجب فروبرد . خبر باورنکردنی بود ، محمدعلی حسین زاده در سانحه تصادف به رحمت ایزدی پیوست . اخبار رسمی تلویزیون و سایت‌های رسمی خبری این خبر را تائید کرد . همه شهر شوکه شده […]

farhangnews_201274-560972-1462638849به گزارش رصدمراغا ؛ حدود ۴۰ روز پیش خبری در بین مردم شایع شد که همه را به ‌بهت و تعجب فروبرد . خبر باورنکردنی بود ، محمدعلی حسین زاده در سانحه تصادف به رحمت ایزدی پیوست . اخبار رسمی تلویزیون و سایت‌های رسمی خبری این خبر را تائید کرد .

همه شهر شوکه شده بودند . نماینده مردمی شهرستان قبل از ورود به مجلس همه را ترک کرد ، در تشییع جنازه هزاران نفر شرکت کردند ، تشییع جنازه ای که بسیار بی سابقه بود ، اما به راستی راز جاذبه حسین زاده چه بود ؟ و دلیل صدای ممتد و بلند گریه مردم در تشییع جنازه چه می توانست باشد . آیا می توان گفت به خاطر شهرت و نمایندگی و یا حسرت حضور در مجلس تا این اندازه حزن و اندوه به وجود آمده بود ؟ به نظر می رسد اینطور نباشد ،مگر او چه کرد که اینقدر محبوب دل‌ها شد ، حسین زاده که بود ؟ در محله پایین شهر بزرگ شد، پدرش کارگری ساده است که عموم مردم او را می شناسند . او به تحصیلاتش در مقطع دکتری ادامه داد و برای نمایندگی مجلس کاندیدا شد و در اولین حضورش به دور دوم راه یافت و به پیروزی رسید .

روش تبلیغی او متفاوت بود او به جای اماکن لوکس و هتل ها، میدان کارگران را انتخاب کرد ، با آن ها سخن گفت و وعده هایش را با آنان در میان گذاشت . کارگرها هم که پدرش را می شناختند به او تذکر دادند که یادت نرود تو از محرومانی و او به محرومان تعهد داد که اولین صبحانه کاری خود را با آن ها بخورد .

دومین اقدام مؤثر او داعیه هوادار رهبری است و در جای جای حرف هایش اشاره داشت که من سرباز رهبر هستم و این جمله جزء شاه بیت حرف های اوست .

سومین مسئله قابل توجه در او حذف افراد مسئله دار یا فرصت طلب از دوروبر خود بود به صورتی که حتی نزدیک‌ترین افراد هم پیش بینی این همه ظرافت در پاک‌سازی افراد معلوم الحال و نااهل را نمی کردند . او عالی عمل کرد و به مرور افراد نامناسب را از خود دور کرد .

اکنون که حدود ۴۰ روز گذشته است خبرهایی می رسد که برخی افراد خود را به او می چسبانند و قصد دارند از نام مقدس او استفاده کنند و به بهانه با او بودن از مردم رأی جمع کنند ، اما این یک اشتباه فاحش تاکتیکی است .

مردم حسین زاده را به خاطر آرمان‌هایش می خواستند ، محرومین او را از خود می دانستند بنابراین نباید تعجب کرد که در مجلس ترحیمش از استقبال مردمی جای خالی در مجلس نماند و مردم سرازیر حیاط شدند یا یک مغازه دار ساده عکس او را مدت‌ها پس از مرگش در مغازه نصب کرده باشد . اگر کسی دوست دارد آرای او را به دست آورد به منش و روش او پایبند باشد ، به زور خود را به او منتسب کردن راه چاره نیست .هر کس با اصول انقلاب همخوانی و طرف دار محرومین و از مستضعفین است اگر افتخار و شعارش به جای افه های روشنفکری و حرف های با کلاس ، سرباز بودن است ، اگر تبلیغاتش با کارگران است ، اگر پایبند به نظام است ، مطمئن باشد هم مردم و هم روح حسین زاده از او راضی است و همچنین مقبولیت آن مرحوم در میان مردم ، می تواند برای او باشد . وگرنه با انتساب‌های صوری مردم اقبالی به آن‌ها نخواهند داشت ، که این مسئله را می توان به راحتی مورد آزمون و خظا قرارداد . اگر بی غرض به تحلیل بنشینیم جواب همین است ، هرکسی نمی تواند او را مصادره کند .

روحت شاد که وقتی رفتی ما با رجز های هیئتی تو ، با تو وداع کردیم و به خاطر فرزند انقلاب بودن تشییعت کردیم و همه در فراقت محزون شدیم . راز حسین زاده و آرمان‌هایش را با یک جمله از پیر جماران الصاق می کنیم : تنها آنهایی تا آخر خط با ما هستند که طعم محرومیت و فقر و استضعاف را کشیده باشند .