معرفی شماره چهارم بهمن آذربایجان، با حضور خانواده شهید جاویدالاثر حاج عباس عبدالهی و خانواده شهید حسن وکیل زاده از شهدای کربلای پنج، به همراه تحلیل حوادث نارداران در محل پاتوق کتاب تبریز برگزار شد. به گزارش  رصدمراغا به نقل از آناج، بعد از ظهر ساعت ۱۵:۳۰ قرار بر این شده بود که برنامه ای با […]

معرفی شماره چهارم بهمن آذربایجان، با حضور خانواده شهید جاویدالاثر حاج عباس عبدالهی و خانواده شهید حسن وکیل زاده از شهدای کربلای پنج، به همراه تحلیل حوادث نارداران در محل پاتوق کتاب تبریز برگزار شد.

از حاج عباس تا خمینی چی های آذربایجان/ نشریه ای از جنس ارزش/ امیر عبداللهی: پدرم فقط اسیر نشده بود که الان اسیر است

به گزارش  رصدمراغا به نقل از آناج، بعد از ظهر ساعت ۱۵:۳۰ قرار بر این شده بود که برنامه ای با عنوان رونمایی و معرفی شماره چهارم بهمن آذربایجان، با حضور خانواده شهید جاویدالاثر حاج عباس عبدالهی و خانواده شهید حسن وکیل زاده از شهدای کربلای پنج، به همراه تحلیل حوادث نارداران، نه در مسجد و نه در سالن همایشی، بلکه در یک پاتوق و محفلی که مخصوص کتاب است؛ محفلی به نام پاتوق کتاب برگزار شود. تجربه ی اول این مکان برای برگزاری چنین مراسمی نبود. هرچند نکته ی جالب این مراسم، خود عنوان مراسم بود که برای هر شماره از یک نشریه ی نچندان معروف و پرتیراژ، یک مراسمی برای رونمایی از شماره ی جدیدش برگزار میشه.

راس ساعت ۱۵:۳۰ که وارد پاتوق شدم، هنوز همه مدعوین نرسیده بودند، صندلی ها و سن آماده بود. روح الله رشیدی با آرامش ظاهری خاص خودش به استقبال میهمانان میرفت؛ دوستان و همکارنش هم در تدارک مراسم بودند. چند دقیقه ای نگذشته بود که امیر عبداللهی با مادرش وارد شدند، هر دو نجیبانه و بدون هیچگونه غروری، با اینکه ردیفهای اول خالی بود لکن از نشستن در آن ردیف پرهیز کردند و با آرامش منتظر شروع برنامه بودند.

نشریه ای که پاسخگوی نیاز جامعه باشد

بیست دقیقه ای از اعلام زمان برنامه نگذشته بود که اکثر صندلی ها پر شده بود و شاید میتوان گفت که برعکس محفل های قبلی جای خالی عکاسان و همکاران خبر بیشتر دیده میشد. رشیدی که خود مجری این برنامه بود، تصمیم به شروع مراسم گرفت. لکن هنوز خبری از خانواده ی شهید وکیل زاده نبود. رشیدی از فلسفه و علت رونمایی از هر شماره ی این نشریه گفت، از اینکه نشریه ای با ویژگی های پرهیز از مطالب یکبار مصرف و استفاده از مطالب ارزشمند و پاسخگو به بخشی از نیاز های جامعه را باید بها داد و  این اعتقادش را بیان کرد که با معرفی چنین نشریه در چنین محفلی که محل حضور خانواده ی شهدا و انسان های ارزشمند است، خود به خود به این نشریه ارزش افزوده نیز قائل شده اند.

18727f60 c852 4f52 990d 906f6defa30c

مسئول جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی در استان، با بیان اتفاقی خیر و حکمت آمیز این شماره از نشریه گفت که بعد از چاپ نشریه متوجه شدند که مراسم رونمایی این شماره مقارن شده است با شب تولد چهره ی شاخص این شماره، یعنی حاج عباس عبداللهی!

 وی به توضیح نشریه و به خصوص شماره ی جدید پرداخت و از ویژه ها و پرونده های این نشریه گفت. از بررسی مسایل نارداران و عملیات کربلای ۵ گرفته تا مطلبی پیرامون حاج عباس لشکر خوبان عاشورا و شهید وکیل زاده.

قم آذربایجان تبدیل به آنتالیا ترکیه

بعد از رشیدی، نوبت رسید به مسعود صدر محمدی، جوان فعال در مسایل قفقاز تا به تشریح موقعیت و مسایل نارداران بپردازد. وی از سیاست های خصمانه ی علی اف ها علیه مردم مظلوم این منطقه و فعالیت های مردم خمینی چی نارداران در مسائل سیاسی و مذهبی تعریف کرد. از مردمی گفت که ارادتشان به انقلاب اسلامی، بر روی سنگ قبرشان هم مندرج میشود. از حاج طالع جوان ناطق و شجاع نارداران برای مهمانان سخن به میان آورد که چگونه علیه نظام علی اف به پا خواسته و با چه وضیعتی در اربعین حسینی امسال بازداشت شده و الان شکنجه میشود و اینکه دولت باکو تصمیم دارد قم آذربایجان یعنی نارداران را تبدیل به مرکز تفریحی ساحلی جوانان کند.

5d3631da 19d1 4589 8c6d 2241c8df67de

امیر و توصیفاتی از حاج عباس

بعد از صدر محمدی، رشیدی از خانواده ی شهید عبداللهی دعوت کرد که پشت میز و میکرفون قرار بگیرند و از حاج عباس جبهه ها برای حاضرین تعریف کنند. یک تابلویی  با چفیه پوشیده شده پشت تریبون توجه همگان را به خود جلب میکرد و رشیدی از این تابلو گفت که اثر حاج بهزاد پروین قدس، عکاس و  هنرمند مشهور لشکر عاشورا بود، از تمثیل شهید عبدالهی که با دستان امیر عبداللهی رونمایی شد.

6e5d58f4 7857 4629 afe5 9a0b1b4456fe

1ba71ece d850 49ce 9402 9d3f2dc436ca

2f169e9d dc41 4a49 b1e9 fe4859df5dc7

امیر با لحن شیرین و باصفای خودش که دیگر به بیان از ویژگی های پدرش عادت کرده بود و حرفی برای گفتن نداشت و بیشتر میخواست، حاضرین از او سوال کنند؛ رشیدی با سوال های خودش امیر را وادار به صحبت کرد و گویی درد و دل تلخ و در عین حال شیرین امیر باز شد. از دوستی فوق العاده اش با حاج عباس گفت و اینکه هر جا هر مکان و محفلی بود، حاج عباس، امیر را با عنوان برادر کوچک، همراهش میبرد و اینکه شهید بزرگوار در زمان های قبل از اعزامش به سوریه، چه حالاتی داشت از روایتگری های چندین روزه در مناطق راهیان نور و سفر به عراق تا سفری که برای آخرین بار به صورت خانوادگی به شمال داشتند.

072997c6 1ffb 4322 9f04 dc5848ab09ab

از بغض و چشمان اکثرا پُر امیر معلوم بود که در کنترل حال خود برایش عادی شده بود و هر چند باورش سخت است، لکن خودش هم به این اذعان کرد که از زمان خبر شهادت پدرش تا به امروز هرگز برای پدرش گریه نکرده است. امیر میگفت که بابت شهادت پدرش خوشحال هست، چون پدرش به هدف بزرگ خود رسیده بود و عبارت جالبی در مورد پدرش به کار برد و اینکه پدرش در زمان دفاع مقدس، رزمنده شد، جانباز شد، این اواخر هم شهید شد ولی اسیر نشده بود و حالا اسیر  هم شده است!

از دیالوگ ها و مکالمه هایی که امیر بین خود و پدرش که میگفت معلوم بود، چقدر با پدرش صمیمیت فراتر از پدر و فرزند داشت. و در آخر از روزهای اعزام به سوریه و خبر شهادت و جاویدالاثر شدن پدرش توضیح داد و در آخر معتقد بود، آن مردانی تروریست که دور پیکر مبارک حاج عباس بود، علاوه بر اینکه ظالم بودند، در عین حال وسیله ی خدا برای رسیدن حاج عبدالله به آرزوی دیرینه اش شدند.

روح الله رشیدی که میخواست مادر امیر هم از همسرش سخن بگوید، لکن ایشان راضی به صحبت در مورد حاج عباس نشد. بعد از آن، تابلوی استاد پروین قدس با دستان آقای رضانیا از جانبازان دفاع مقدس، تقدیم امیر عبداللهی شد. در حالی که روح الله رشیدی از غیبت خانواده ی شهید وکیل زاده خبر میداد، از میان قسمت بانوان، اعلام کردند که خواهر شهید در بین حضار میباشد ولی حاضر به صحبت نشد و حاج آقای رضانیا بسیار کوتاه از همسایگی با حاج عباس عبداللهی و فامیل بودن با شهید وکیل زاده گفت.

0e5601a4 292b 4423 a2a8 f4925233fba8

و در پایان این مراسم با ویژگی های ناب و خاص خودش به پایان رسید!