غرب‌پرستان افراطی با ذهنیتی معیوب و قضاوت‌هایی از پیش‌تعیین‌شده، همه تحولات سیاسی جهان را از دریچه منافع آمریکا تحلیل می‌کنند؛ نگاهی که در آن حقیقت، اخلاق و حقوق ملت‌ها جای خود را به توجیه‌گری و استانداردهای دوگانه داده است.

در ذهن معیوب غرب‌پرستان افراطی، تحلیل سیاسی نه بر پایه واقعیت، اخلاق یا منافع ملت‌ها، بلکه بر اساس میزان نزدیکی یا فاصله گرفتن از ایالات متحده شکل می‌گیرد. قضاوت‌ها از پیش صادر شده‌اند و نتیجه همیشه یکسان است: هر دولت همسو با واشنگتن، صرف‌نظر از کارنامه‌اش، مشروع و قابل دفاع است و هر جریان مستقل، حتی اگر متکی به رأی مردم باشد، دشمن، مسئله‌دار و قابل حذف تلقی می‌شود.

این اعوجاج فکری باعث شده غرب‌پرستان، چشم خود را بر سرکوب‌ها، اشغال‌ها، تحریم‌های فلج‌کننده و حتی ربایش یا حذف فیزیکی رهبران سیاسی ببندند، مشروط بر آنکه عامل این اقدامات آمریکا یا متحدانش باشند. همان رفتارهایی که اگر از سوی کشورهای مستقل رخ دهد، جنایت، نقض حقوق بشر یا تهدید امنیت جهانی نام می‌گیرد، در روایت رسانه‌ای غرب یا سانسور می‌شود یا با توجیهات نخ‌نما بزک می‌گردد.

چنین ذهنیتی، اخلاق و حقوق بین‌الملل را به مفاهیمی ابزاری و تاریخ‌مصرف‌دار تقلیل داده است؛ اصولی که فقط تا جایی معتبرند که منافع قدرت‌های سلطه‌گر را به خطر نیندازند. نتیجه این رویکرد، شکل‌گیری گفتمانی متناقض و بی‌اعتبار است که بیش از آنکه جهان را قانع کند، ماهیت جانبدارانه و غیرصادقانه غرب‌پرستی را برملا می‌سازد.

تا زمانی که این ذهن معیوب، معیار قضاوت سیاسی است، مفاهیم، ارزش‌ها و حتی انسان‌ها قربانی منافع قدرت خواهند شد؛ واقعیتی که افکار عمومی جهان بیش از هر زمان دیگری به آن آگاه شده است.