با توجه به تاکیدات مقام معظم رهبری بر نفوذ دشمن ، در سلسه مقالاتی سعی داریم چگونگی نفوذ و نقش واسطه گران را در پروژه نفوذ دشمن واکاوی کنیم .     به گزارش رصدمراغا ؛ در ادبیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی، نفوذ یکی از روش‌های «براندازی از درون» است که می‌تواند در ابعاد […]

 

با توجه به تاکیدات مقام معظم رهبری بر نفوذ دشمن ، در سلسه مقالاتی سعی داریم چگونگی نفوذ و نقش واسطه گران را در پروژه نفوذ دشمن واکاوی کنیم .

 

 

image352236

به گزارش رصدمراغا ؛ در ادبیات سیاسی نظام جمهوری اسلامی، نفوذ یکی از روش‌های «براندازی از درون» است که می‌تواند در ابعاد مختلف از جمله؛ سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، امنیتی و حتی علوم و فنون قابلیت اجرا و قدرت مانور داشته باشد.
در حوزه سیاسی به معنای عام، مفهوم نفوذ با ویژگی فاعلیت و غیریت (به معنی عامل خارجی و بیگانه) تلازم دارد از این رو، نفوذ زمانی تجلّی پیدا می¬کند که میزبان و اقبال وی به نفوذگر وجود داشته باشد. به همین جهت در راهبرد براندازی نرم که یارگیری از درون نظام در سطوح مختلف یک ضرورت است، خط نفوذ برای این منظور طراحی و تعقیب می شود.
کم هزینه بودن، تدریجی بودن و سخت و تا حدی غیر قابل شناسایی بودن، اختفا و غیر علنی بودن، درهم تنیدگی، تحریک آنی برای مقابله با نفوذ را سلب می¬کند و کارآیی ابزارها و شیوه¬های قهریه در برخورد با جریان نفوذ را به شدت کاهش می دهد.
نفوذ روشی است که انسجام ملت یا جامعه هدف را مختل می¬کند، چون آشکار و محسوس نیست، امکان بسیج¬ برای مقابله و اقدامات ضد نفوذ را سلب می‌کند؛ زیرا رخنه در درون و یارگیری در جبهه خودی به صورت طبیعی مانعی برای انسجام و هم افزایی خواهد شد.
مفهوم شناسی نفوذ
در لغت¬نامه‌های فارسی واژه «نفوذ» به معنی «اثر کردن در چیزی، داخل شدن در چیزی ، تاثیرگذاشتن بر کسی، راه یافتن پنهانی در گروهی یا جایی به منظور هدفی، ورود به مکانی به وسیله غلبه و همچنین پیش روی » آمده است. در عرف سیاسی، امنیتی نفوذ را به معنی حضور غیریت در خانه یا در پشت جبهه خودی می‌دانند. در عرصه حاکمیت، نفوذ را به معنی اختلال در تصمیم گیری و محاسبات حاکمیت و تاثیر بر اراده ملی ارزیابی می‌کنند.
شرحی بر راهبردهای دشمن در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران
با نگاهی به میدان منازعه میان نظام سلطه و جبهه انقلاب اسلامی، تلاش‌های گسترده و تقابلی دشمنان برای تغییر ساخت حقیقی و حقوقی نظام جمهوری اسلامی ایران آشکار می‌شود. به شکلی که در تمامی سال‌های پس از انقلاب، مجموعه‌ای از راهبردها و تاکتیک‌های مختلف امتحان شده است. راهبرد سخت به شکل عملیات‌های نظامی، به ویژه در هشت سال جنگ تحمیلی آزموده شد؛ اما با رهبری مقتدرانه امام خمینی (ره) و رشادت‌های سربازان روح ا.. و پایداری ملت بزرگ ایران، زودتر از سایر گزینه‌ها ناکارآمدی خود را نشان داد. به نحوی که نمونه‌ای از دفاع مقدس را در تاریخ به ودیعه گذاشته و آرزوی تفوق نظامی بر ایران را برای بداندیشان مستکبر به کابوسی هولناک مبدل کرد. به موازات این خباثت آفرینی¬ها، راهبرد نیمه سخت با «تحریک به شورش و حمایت از اپوزیسیون»، «کودتا» و «انقلاب مخملی» در فضای داخلی ایران دنبال شد اما علی رغم سرمایه گذاری هنگفت و برنامه‌ریزی‌های کلان و بلند مدت، اهداف مورد انتظار را برای دشمنان در مقاطع مهمی از تاریخ انقلاب بر آورده نساخت تا فتنه انگیزی¬ها در مقابل عظمت ستودنی پیوند امام و امت و بصیرت انقلابی رنگ ببازد. راهبرد نرم نیز از همان آغازین روزهای انقلاب اسلامی در قالب لیبرالیزه کردن بافت سیاسی، فرهنگی و اجتماعی پیگیری شد که سامان دهی جبهه شبه¬روشنفکری و ارتباط¬گیری با عناصر سهل اندیش یا لیبرال مسلک، تنها بخشی از طرح واره این راهبرد بوده است.
استیصال نظام سلطه و تحول در دکترین های مقابله
پس از ناتوانی در مهار قدرت روز افزون جمهوری اسلامی و پیش برد الگوی «تغییر رژیم و براندازی»، نظام سلطه به سردمداری آمریکا با تلفیق راهبردهای نرم، نیمه سخت و سخت، باز تعریفی از آن را با هدف مهار، تغییر رفتار و در نهایت تغییر ساختار نظام اسلامی ارائه کرد که بر اساس آن، راهبرد سخت با معتبر سازی تهدید نظامی، راهبرد نیمه سخت با نا امن سازی عمق راهبردی انقلاب اسلامی و تحریم‌های همه جانبه و راهبرد نرم نیز با جذب افکار و باورهای جامعه از طریق دیپلماسی عمومی در دستورکار قرار گرفت.
در همین راستا، تمرکز استکبار جهانی پس از انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، بر تقویت جریان تعامل، دو گانه سازی در حاکمیت و ایجاد شکاف ملی از طریق بهره¬گیری از اهرم حریم‌های اقتصادی و مشکل آفرینی در روند مذاکرات هسته‌ای قرار گرفت که البته با مقاومت و ایستادگی نظام اسلامی به فرآیند «پذیرش و اجرای مشروط برجام» انجامید.
اسناد راهبردی منتشر شده توسط آمریکایی¬ها که نقشه راه دولت اوباما را طراحی می¬کنند به صراحت به این موضوع تاکید دارند. در سند «کدام راه به سوی ایران آمده است»؛
«عصر اوباما آخرین فرصت برای طرح یک استراتژی جدید علیه جمهوری اسلامی ایران بوده و مذاکره مستقیم با تهران، شرط لازم تلاش آمریکا برای تعامل با ایران است. تحقق استراتژی هویج و چماق بدون مذاکره میان ایران و آمریکا امکان پذیر نیست. تعامل و مذاکره در این رویکرد ابتدا تاکتیک است و اگر ایران رفتار خود را تغییر بدهد آنگاه تبدیل با استراتژی خواهد شد.»
در چنین شرایطی رهبر معظم انقلاب اسلامی که با هوشمندی از چند سال پیش، سناریوی دشمن را تَفَرُّس کرده بودند، با طرح تاکتیک «نرمش قهرمانانه» اولاً مانع از ایجاد دوگانگی در حاکمیت و شکاف ملی شدند و ثانیاً شرایطی برای تجربه ملی تاریخی جهت آزمودن رابطه مقطعی با سلطه¬گران در شرایط مدیریت شده و تحت کنترل نظام فراهم آوردند تا در فرآیندی ترتیبی، آرمان استکبار ستیزی در جامعه تقویت و مردم نسبت به آفات تعامل گرایی واکسینه شوند.

نویسنده : ر.م

ادامه دارد …