حماسه ی حسینی رویدادی است زنده و جاری با وجوهی بی شمار به اندازه وجوه انسانی کامل که خود جلوه کامل ترین انسانها است و برای هدایت بشر جان و مال و اهل بیت خود را فدا می کند .
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی رصدمراغا ؛ رویداد کربلا و عاشورا را می توان از دریچه های گوناگون نگریست و از آن هدایت جست ، با آن تطهیر شد و همراه ان برای هدایت به پاخاست در پرتو آن نورانی شد و در آن برحق و اهل گشت.[۱]
در مورد فلسفه قیام حضرت ابا عبدالله (ع) نظرات مختلفی بیان شده است.(امر به معروف – نهی از منکر – بر پایی حکومت الهی – انجام تکلیف و…) اما به نظر می رسد فلسفه قیام عاشورا جدای از رسالت اصلی ائمه معصومین (ع) قابل درک نیست،
اگر از این رسالت به مصداق «کتاب الله و عترتی» همپای رسالت قرآن یعنی هدایت «هدی للناس» باشد آن چنان که خطاب به آنان عرض می شود«هدی من الضلال و نورا من العمی»[۲] و یا در حدیث نبوی امام حسین(ع) مصباح الهدی معرفی می شوند آنگاه باید به حماسه عاشورا به عنوان یک نمایش عظیم الهی و ولایی برای هدایت همیشه بشر نگریسته شود با همین نگاه از فحوای مشترک همه ی فرمایشات حضرت ابا عبدالله یک فلسفه جامع قابل استخراج است که سایر مواردپیش گفته (امر به معروف – نهی از منکر – بر پایی حکومت الهی – انجام تکلیف و…)را هم در خود جای می دهد و آن برافراشتن علم هدایت انسان «مصباح الهدی» بلکه دستگیری تا وصول به هدایت سفینه النجات در کل تاریخ است [۳]
واینگونه است که روح و پیام عاشورا در طول قرون چون رگهای حیات برای هدایت و تربیت جاریست ، بنگرید که چگونه همه ساله جوانانی را که ممکن است در دید ما مورد تهاجم دشمن بوده اند و از راه منحرف شده اند با نسیم عاشورایی دوباره شکوفا می شوند چرا که این امور فقط بر ظاهر جوانان است که موثر افتاده است ولی بر فطرت خداجوی آنان کارگرنشده و نتواند با خود همراه نماید.
«نام حسین نام عجیبی است وقتی از لحاظ عاطفی نگاه می کنید خصوصیت اسم آن امام در بین مسلمین با معرفت، این است که دلها را مثل مغناطیس و کهربا به خود جذب می نماید…» [۴]
وقتی نام حسین برده میشود دلهای مردم محب را با خود همراه کرده و از ظواهر پست دنیایی جدا می کند چرا که خود ایشان نیز از تمام دنیای خود(حتی کوچکترین فرزند) نیز میگذرد تا حبی به غیر او نداشته باشد .
پس چگونه نتواند دلها را با خود همراه نماید و از دنیا منقطع ننماید.
رسالت همه مصلحان الهی این بوده که انسانها را از درجه حیوانیت بیرون و به انسانیت ببرد ، عاشورا دعوتی است که انسانها را از اسفل السافلین به اعلی علیین برساند.
و عاشورا دعوتی است در ادامه این راه که همه مردمان در طول تاریخ مخاطب این دعوت بوده اند او همه خفتگان را فرا می خواند تا از چاه دنیا پرستی و خودخواهی بیرون آیند(که نشانه یزیدیان است) و به قافله او برای نجات ملحق شوند.
ای دل! تو چه می کنی؟ می مانی یا می روی؟ داد از آن اختیار که تو را از حسین جدا کند ! این چه اختیاری است که برای روی آوردن بدان باید پشت به اراده حق نهاد ؟ ای دل! نیک بنگر تا قلاّده دنیا برگردنشان ببینی و سررشته قلاّده را ، که در دست شیطان است . آنان می انگارند که این راه را به اختیار خویش می روند ، غافل که شیطان اصحاب دنیا را با همان غرایزی که در نفس خویش دارند می فریبد[۵]
به قلم پارسا زاهدی
منابع:
۱-حماسه حسینی و ظهور حقیقت آدمی- دلشاد تهرانی
۲-دعای ندبه
۳- کتاب هدایت جنگ نرم وسخت در زیارت عاشورا-دکتر علی اکبر احمدیان
۴-مقام معظم رهبری ۰۵/۱۰/۷۴
۵- شهید اوینی -فتح خون – قافله عشق درسفرتاریخ

Wednesday, 11 February , 2026