به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا، حجت الاسلام و المسلمین میرتاج الدینی، روحانی و مبلغ دوران دفاع مقدس در لشگر عاشورا در گفتگو با آناج، خاطره ی جدید و کمتر شنیده شده ای از فرمانده دلاور لشگر عاشورا بازگو کرد. این خاطره، حاوی دو نکته ی مدیریتی و تربیتی از شهید بزرگوار آقا […]

image322852

به نقل از شبکه اطلاع رسانی راه دانا، حجت الاسلام و المسلمین میرتاج الدینی، روحانی و مبلغ دوران دفاع مقدس در لشگر عاشورا در گفتگو با آناج، خاطره ی جدید و کمتر شنیده شده ای از فرمانده دلاور لشگر عاشورا بازگو کرد. این خاطره، حاوی دو نکته ی مدیریتی و تربیتی از شهید بزرگوار آقا مهدی باکری است، باشد که تلنگری برای مسئولین و مدیران اجرایی محسوب شود. حس دلسوزی و مسئولیت پذیری مدیر در هر شرایط، نیازی است که مدیران امروز، باید اهتمام بیشتری به این مسئله داشته باشند.

زمانی که آقا مهدی، شخصا خاکریز را تکمیل می کند

حجت الاسلام و المسلمین میرتاج الدینی در این گفتگو اظهار داشت: روزهای اول عملیات خیبر در جزیره ی مجنون که تازه فتح شده بود و هنوز خط اول در تثبیت نیروهای اسلام قرار نداشت،چند از گردان لشگر عاشورا وظیفه ی حفظ خط را بر عهده داشتند. در آن روزها و در یکی از محورها، خاکریزی به شکل ال زده شده بود که یکی از اضلاع آن کامل نشده بود و احتمال هجوم دشمن و بازپس گیری خط بیشتر بود. در همان حال مشاهده کردم که بولدوزری مشغول تکمیل ضلع دیگر خاکریز بود. بولدوزر خیلی سریع کارش را تمام کرد و من به همراه یکی از رزمندگان دیدم که راننده ی بولدوزر، شهید آقا مهدی باکری بود. از ایشان پرسیدیم که شما چرا؟ فرمود: احساس کردم که بولدوزر راننده ندارد و خطری متوجه خاکریز خواهد شد، به همین دلیل باید مستقیم وارد عمل می شدم که خاکریز تکمیل شود. نکته ی جالب توجه آنجاست که ۸دقیقه پس از تکمیل خاکریز و پیاده شدن آقا مهدی، بولدوزر مورد هدف چند توپ قرار گرفت و قسمت راننده ی آن متلاشی شد.

کمپوت خوری و سوال فقهی فرمانده لشگر از یک روحانی در شرایط بحرانی

وی در ادامه گفت: و اما خاطره ای دیگر، ماجرای کمپوت خوری رزمندگان همراه شهید باکری است. در همان روزها با یکی از طلبه های گردان حر لشگر عاشورا به سنگر فرماندهی رفتیم. سنگر فرماندهی مانند سنگرهای دیگر، امکان خاص پذیرایی را نداشت و حتی آب برای شستن دست ها هم موجو نبود. شهید بزرگوار آقا مهدی باکری، چند تا کمپوت داشتند که برای پذیرایی از مهمان ها آوردند. به این دلیل که امکان شستن دست ها نبود، فقط آب کمپوت ها و چند عدد از میوه ی کمپوت ها خورده شد. و قسمتی از میوه ها باقی ماندند. شهید آقا مهدی باکری، در همان حال و در شرایط بحرانی جنگ از من یک سوال فقهی پرسیدند. ایشان سوال کردند که آیا باقی ماندن نصف کمپوت ها در این شرایط اسراف محسوب می شود؟ این حساسیت، نشان از اهتمام ویژه ی ایشان به بیت المال و حفظ روحیه ی دلاورانه ی در هر شرایط می باشد.

انتهای پیام/*

منبع:شبکه اطلاع رسانی راه دانا