به گزارش رصدمراغا ؛ برای بعضی از مردم روند انتخابات و رفتار این روز های برخی نمایندگان قابل تحمل نیست .افرادی که زمانی خود را منتسب به طیفی می کردند امروز درست نقطه مقابل افکار خود ایستاده اند ، به نظر می رسد این دردها از یک زخم کهنه است ، رفتارهایی که در […]

IMG_20160414_082820

 

به گزارش رصدمراغا ؛ برای بعضی از مردم روند انتخابات و رفتار این روز های برخی نمایندگان قابل تحمل نیست .افرادی که زمانی خود را منتسب به طیفی می کردند امروز درست نقطه مقابل افکار خود ایستاده اند ، به نظر می رسد این دردها از یک زخم کهنه است ، رفتارهایی که در سال های اولیه انقلاب اسلامی هم مسبوق به سابقه بوده است .این زخم کهنه همان عمل‌گرایی است ، به زبان ساده عمل‌گرایی یعنی اینکه مهم نیست عقیده و چهارچوب فکری تو متناسب با رفتارهای تو باشد یا نه !! مهم نیست حرف‌هایی که میزنی و مواضعت مطابق اندیشه هایت باشد یا نه ! مهم موقعیتی است  که در آن هستی و چیزی که می خواهی به دست بیاری ، حالا از هر روش و راهی که به دست بیاید .برخلاف آن ها که افکار ثابت و اصول مشخص دارند به خاطر خوش‌آیند جریانات مسئله‌دار و جلب حمایت آن‌ها ادبیات وابسته به آن جریان را به استخدام می‌گیرند . عمل‌گرایی و سرنوشت این منش ، امتحان خود را پس داده است مردم بهتر از هر کس دیگری این افراد را شناخته‌اند .

مردم می‌دانند وقتی فردی ادعای اصول و اصولگرایی می‌کند اما در عمل از افرادی که زاویه آن‌ها با اصول نظام آشکار است اعلام برائت نمی‌کنند قابل امانت‌داری نیست و رای خود را به او نمی‌سپارند .

مردم بهتر می‌دانند دست‌وپا زدن آخرین لحظه‌های تبلیغات خیلی‌ها را مجبور به خرج کردن از جبهه حق می‌کند و اینجاست که افراد را می‌سنجند ، بزنگاه‌ها اینجاست ، فردی که به خاطر رأی هر کاری را انجام دهد چطور می‌خواهد در مقابل خواسته‌های ابرقدرت‌ها ایستادگی کند ؟چطور می‌تواند خواسته‌های نامشروع افراد و گروه‌ها را در مقام تصویب قوانین رها کرده و بی‌ملاحظه‌ی فشارها برای انقلاب خدمت کند ؟

سؤالی که در ذهن‌ها مطرح می‌شود این است که چطور می‌شود طیف‌های دگراندیش که افکار معلوم و ناهماهنگ آن‌ها با نظام برای همه معلوم است دست به حمایت از این افراد می‌زنند ؟ به‌راستی چه زمینه‌ای در این افراد ، آن‌ها را به چنین طمعی کشانده است؟

شهرستان‌ها کوچک باشند یا بزرگ ، مردمان بزرگی دارند که با هیچ بزرگواری شوخی ندارند ، مسئله نظام و حفظ دستاوردهای آن است ، هر کس از هر طرفی که باشد اگر بخواهد مردم به او اقبال کنند باید شفاف باشد و مواضع خود را آن‌طور که هست ارائه دهد.

اگر می‌گوید اصولگرایی ، به لوازم آن پایبند باشد و اگر بگوید اصلاح‌طلبی هم ، همین‌طور ، اگر می‌گوید طرفدار دولت هستم هم باز باید صریح بازگو کند ، مردم تصمیم می‌گیرند کدام فکر را انتخاب کنند . اما اگر کسی یکی به نعل و یکی به میخ را برگزید از این نمد برای او کلاهی بافته نخواهد شد ، چراکه به هر دری زدن نشانه ضعف و عدم مبنایی بودن افکار است .افرادی که صداقت لازم را ندارند و جرات ابراز نظرات خود را ندارند کرسی مجلس برایشان جز آلت دست جریان‌های معلوم‌الحال شدن فایده دیگری ندارد که این هم به درد مردم بخصوص جاهایی که تنها یک نماینده دارند نمی‌خورد.

این‌چنین نمایندگانی به فکر مردم نخواهند بود و منافعشان آن‌ها را وادار به کارهایی می‌کند که خود روزی از آن برائت می‌کردند حرف‌هایی که زاویه آن‌ها با اصول ادعایی خودشان آشکار است و این طنز آشکار را برای خود شگرد می‌دانند .

صادقانه باید گفت  : من نگویم سمندر باش یا پروانه باش          گر به فکر سوختن افتاده‌ای مردانه باش.