جوان مومن انقلابی محقق‌کننده شعار ما می‌توانیم است چراکه اگر غیر از این باشد همچون مترسکی است که در جای خود خشکیده و هیچ‌کاری از عهده‌اش بر نمی‌آید. به گزارش رصدمراغا ؛ اغراق نیست که اگر بگوییم بار اصلی پیشرفت این مملکت بر روی دوش جوانان است. کشور به قوای نیروی جوان، اندیشه، عزم و […]

????? ????? ????????? ?????? ???????????
جوان مومن انقلابی محقق‌کننده شعار ما می‌توانیم است چراکه اگر غیر از این باشد همچون مترسکی است که در جای خود خشکیده و هیچ‌کاری از عهده‌اش بر نمی‌آید.

به گزارش رصدمراغا ؛ اغراق نیست که اگر بگوییم بار اصلی پیشرفت این مملکت بر روی دوش جوانان است. کشور به قوای نیروی جوان، اندیشه، عزم و اراده‌اش نیاز دارد. در واقع به صلاح همه‌ی جوامع است که از نیروهای جوان خود در راه درست استفاده کنند و آنها را در جای درخور شأن و لیاقت‌شان بگمارند.

خبرها بسیار است از اختراعات، هنرمندی‌ها، خلاقیت‌ها، ابداعات، قهرمانی‌ها و رشادت‌های جوانانی که می‌خواهند روی پای خود بایستند و برای کشور خود افتخارآفرینی کنند.

اشتباه نکنید! این نوشته، نه قصد بیان توصیفاتی کلیشه‌ای و خاک‌خورده از جوانان دارد و نه می‌خواهد بگوید که همه‌ی جوانان این کشور در آنجایی هستند که باید باشند. گفتن حرف‌‌های قلمبه سلمبه هم از پس نگارنده بر نمی‌آید. بیان این حرف‌ها از سر رفع تکلیف هم نیست؛ این‌که تقویم را باز کنیم و ببینیم که فلان روز، روز جوان است و بعد بخواهیم در حرکتی سمبلیک، جوانان را ارج بنهیم، یعنی همان جوان‌شناسیِ تقویمی!

اما بالاخره در چنین روزی، باید در کنار هزاران هندوانه‌ای که زیر بغل جوانان گذاشته می‌شود، به مسائلی پرداخت که کمتر گفته و شنیده شده است. مسائلی که اگر به فراموشی سپرده شوند، انقلاب نیز به ناکجا آباد خواهد رفت.

در تمامی بزنگاه‌های مهمی که انقلاب اسلامی تجربه کرده، جوانان حضور پررنگ و اثرگذاری داشته‌اند. از آن روزی که طلبه‌ها و دانشجویان، مردم را به حضور در صحنه‌ی تظاهرات فرا می‌خواندند تا روزی که دفع فتنه به عمل آمد؛ از آن روزی که در روزگار تحریم، جوان ایرانی توانست ماهواره به فضا بفرستد، موشک بالستیک بسازد، دانش سلول‌های بنیادی را بومی کند، در لیزر و نانو حرفی برای گفتن داشته باشد؛ از آن روزی که ۸ سال در نبردی تحمیلی با لیبرال‌ها جنگیدند تا روزی که کربلای خان‌طومان را برای مقابله با نئولیبرال‌ها به پا کردند… در همه‌ی مواقع حساس و سرنوشت‌ساز، حضور جوانان را می‌توان تحسین نمود.

انقلاب اسلامی چه بخواهد و چه نخواهد، برای پیشرفت و صدور، به جوانان نیاز دارد و شرط آن هم انقلابی بار آوردن جوانان است، آن هم انقلابی مثبت؛ چرا که «از اولِ انقلاب دوگونه انقلابى داشتیم. بعضى از انقلابیون، انقلابیونِ مثبت بودند؛ بعضى هم انقلابیون منفى بودند. انقلابىِ منفى به آن انقلابى‌اى مى‌گفتیم که از میدان کار و تلاش و حرکت، آنجایى که دردسرى داشت، عقب مى‌کشید. انقلابى بود، اما انقلابىِ وجاهت‌طلب و راحت‌خواه؛ انقلابى‌اى که مى‌گفت من مبارزه‌ام را قبل از انقلاب کرده‌ام، اکنون دیگر مى‌خواهم احترام شوم. بنابراین، چنین کسانى به میدان خطر و دردسر وارد نمى‌شدند. یک عده هم انقلابىِ مثبت بودند. حاضر بودند آبروی‌شان را هم خرج کنند. آنجایى که فکر مى‌کردند وجودشان مى‌تواند کمکى بکند، با همه‌ى وجود حاضر بودند. انقلابىِ مثبت حتى اگر هیچ‌کاره هم باشد، خودش را مسئول‌ترین افراد مى‌داند و وارد میدان مى‌شود.»[۱]

شرط زنده ماندن انقلاب، زنده نگاه داشتن جوانان است. انقلاب اگر نتواند جوانان را با خود هم‌سو کند، قطعا ضرر خواهد دید. به عکس، سود حاصل از انقلابی بار آمدن جوانان را نیز چشیده است. البته «صرف‌نظر از یک عده انقلابی فرسوده‌ی پشیمان که به دلایل گوناگون، زندگی راحت را، سازش را ترجیح دادند، یا به ساز دشمن رقصیدن را عیب ندانستند، جوانِ کشور، توده‌ی ملت که اکثریت هم جوان هستند، این انگیزه‌ی عمیق را دارند.»[۲]

بی‌شک آنهایی که نه چشم دیدن انقلاب را دارند و نه وجهی برای ایرانیت قائل‌اند، با خودباختگی تمام بر طبل «ما نمی‌توانیم» می‌کوبند و جوانان را به مثابه مترسکی می‌بینند که دیر یا زود، کلاغ مزرعه با آن دوست خواهد شد.

این مترسک، در بهترین حالت، همان انقلابیِ منفیِ راحت‌طلبی است که سوابق انقلابی‌اش به زندان‌های پهلوی باز می‌گردد و از آن روز تا کنون، جز غر زدن و منم‌منم کردن کار دیگری انجام نداده است. مترسکی که در جای خود خشکیده و هیچ کاری از عهده‌اش ساخته نیست.

طبیعی است که عده‌ای بخواهند نیروی جوان را در حد همان مترسک‌ها تقلیل بدهند و آنها را از این زمین به زمینی دیگر منتقل کنند، جوانی که نه می‌تواند فکر کند، نه می‌تواند تحلیل کند و نه می‌تواند از آبگوشت و قرمه‌سبزی و پراید بالاتر برود؛ این جوان، نردبانی بیش نیست.

اگر روز جوان به جایگاه والای حضرت علی اکبر(ع) گره خورده، نه به قد رشید او، نه به صوت جمیلش و نه به سیمای نورانی‌اش مربوط است، بلکه در تشخیص صحیح حضرت در کارزار حق و باطل بوده که نهایت به «فقطّعوهُم بِسُیوفِهِم اِرباً اِرباً»[۳] رضایت داده است.

جوان مؤمن انقلابی، تفسیر شعار «ما می‌توانیم» است در پیکار مبارزه با لیبرال‌های وطنی!

۱٫ بیانات و پرسش و پاسخ در جمع دانشجویان و اساتید دانشگاه صنعتى امیرکبیر ۰۹/ ۱۲/ ۱۳۷۹
۲٫ بیانات‌ در دیدار دانش‌آموزان در آستانه ۱۳ آبان‌  ۱۳۸۸/۰۸/۱۲
۳٫ بدنش را با شمشیرهای‌شان قطعه قطعه کردند. مقتل فلسفی، ص۵۷

آناج