تحقق «بسیج ۲۰ میلیونی امام خمینی » دیگر صرفاً یک گزاره تاریخی یا آرمانی نیست؛ امروز این ایده به‌مثابه نشانه‌ای از زنده‌بودن سرمایه اجتماعی و آمادگی یک ملت برای ایستادگی در برابر تهدیدات، در حال بازتعریف جایگاه مردم در معادلات قدرت است.

یادداشت مدیرمسئول پایگاه خبری رصدمراغا برای تحقق بسیج 20 میلیونی در شرایط فعلی ؛

تحقق ایده «بسیج ۲۰ میلیونی» که از سوی امام خمینی (ره) به‌عنوان یک افق راهبردی برای صیانت از انقلاب اسلامی مطرح شد، امروز بیش از هر زمان دیگری قابل بازخوانی و تحلیل است. این ایده، صرفاً یک فراخوان نظامی یا تاکتیکی نبود، بلکه تجلی یک نگرش عمیق به ظرفیت‌های مردمی، هویت ایمانی و مسئولیت تاریخی یک ملت در برابر تهدیدات بیرونی و درونی به‌شمار می‌رفت.

بسیج در منظومه فکری انقلاب اسلامی، یک نهاد صرفاً سازمانی نیست؛ بلکه یک «گفتمان» است. گفتمانی که بر پایه ایمان، خودباوری، ایثار و حضور آگاهانه مردم در صحنه شکل می‌گیرد. از همین منظر، «بسیج ۲۰ میلیونی» نه به معنای شمارش عددی نیروها، بلکه به معنای شکل‌گیری یک اراده عمومی و فراگیر در سطح جامعه است که در بزنگاه‌های تاریخی، توان تبدیل شدن به یک قدرت تعیین‌کننده را دارد.

امروز، در شرایطی که منطقه و جهان با تنش‌های پیچیده و صف‌بندی‌های جدید قدرت مواجه است و جمهوری اسلامی ایران در معرض انواع فشارها و تهدیدات از سوی ایالات متحده و رژیم صهیونیستی قرار دارد، شکل‌گیری «پویش جانفدا» را می‌توان بازتابی از همان روح تاریخی دانست. ثبت‌نام میلیون‌ها نفر در این پویش، صرف‌نظر از کارکردهای عملیاتی آن، حامل یک پیام راهبردی است: سرمایه اصلی این نظام، همچنان مردم‌اند؛ مردمی که نه از سر اجبار، بلکه بر مبنای باور و تعلق، خود را در قبال سرنوشت کشور مسئول می‌دانند.

در این میان، اهمیت این‌گونه حرکت‌های مردمی بیش از آنکه در بُعد کمّی آن باشد، در احیای یک فرهنگ است؛ فرهنگی که در دوران دفاع مقدس به اوج خود رسید و توانست معادلات پیچیده نظامی و سیاسی را به نفع ایران تغییر دهد. این فرهنگ، مبتنی بر تقدم آرمان بر منفعت، جمع‌گرایی بر فردگرایی و معنویت بر مادی‌گرایی است. بازتولید چنین فرهنگی در نسل‌های جدید، یکی از مهم‌ترین الزامات استمرار انقلاب به‌شمار می‌رود.

از سوی دیگر، این وضعیت را باید در چارچوب «جنگ اراده‌ها» تحلیل کرد. در دنیای امروز، صرفاً تجهیزات و توان سخت نیست که سرنوشت منازعات را تعیین می‌کند، بلکه میزان انسجام اجتماعی، اعتماد عمومی و آمادگی روانی ملت‌ها نیز نقش تعیین‌کننده دارد. اعلام آمادگی و همراهی گسترده مردم، نشان‌دهنده سطحی از سرمایه اجتماعی و انسجام ملی است که می‌تواند هرگونه محاسبه دشمن را دچار خطا کند.

در نهایت، آنچه ضامن پایداری کشور در برابر فشارها و تهدیدات خارجی است، نه صرفاً ابزارهای سخت قدرت، بلکه اتکای عمیق به مردم و حضور مؤثر آنان در صحنه‌های مختلف است. هرگاه این پیوند میان حاکمیت و جامعه تقویت شده، کشور توانسته از پیچیده‌ترین بحران‌ها عبور کند. نقش مردم، چه در میدان‌های دفاعی و چه در عرصه‌های اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی، به‌مثابه ستون فقرات مقاومت ملی عمل می‌کند؛ ظرفیتی که در مواجهه با هرگونه مداخله یا تهدید بیگانه، می‌تواند معادلات را به نفع استقلال و اقتدار کشور تغییر دهد.

جعفر قهرمان