به گزارش پایگاه اطلاع رسانی رصدمراغا ، با صرف نظر از دموکراتیک بودن یا نبودن انتخابات آمریکا و صدالبته سیستم انتخاباتی این کشور و همچنین توجه به طی مراحل انتخاباتی در نزدیک به دو سال اخیر می‌توان دلیل پیروزی دونالد ترامپ را متوجه شد ، اما برای درک بهتر نگاهی گذرا به رویداد های قبل از مبارزات انتخاباتی آمریکا لازم است .

در اولین دوره ریاست جمهوری باراک اوباما که رکود اقتصادی غرب را فراگرفته بود سخنان بسیاری در باب از دست دادن برتری نظام مالی امریکا در جهان مطرح شده بود ، از طرفی آمریکا در کشورهایی چون عراق و افغانستان درگیر جنگ بود و نرخ بیکاری روز به روز افزایش پیدا می کرد ، با وجود تمام این مشکلات دولت اوباما از پس آن‌ها برآمد و توانست اقتصاد آمریکا را به ثبات برساند و نرخ بیکاری امریکا را به صورت چشم‌گیری کاهش دهد ، اما در طی هشت سال ریاست جمهوری اوباما ، بزرگ ترین نقدی که به دولت اوباما وارد می کردند ، سیاست خارجی ضعیف اوست ، سیاست هایی که باعث پدید آمدن ناامنی ،  شورش ، رشد تروریسم و بی ثباتی در منطقه شده است.

رئیس‌جمهور منتخب ایالات متحده که پیش تر تحت لوای دمکرات ها بود ، اما از طریق حزب جمهوری خواه وارد عرصه  رقابت‌های ریاست جمهوری شد و از همان ابتدا با اتخاذ موضع گیری سخت علیه هر آنچه و هرآن کس که در خلاف با آرمان های آمریکایی بود ، توانست در دل طرفداران حزب جمهوری خواه جایی برای خود باز کند و تک تک رقبای خویش را که از نظر سیاسی چهره های شاخص تری نیز بودند کنار بزند و به عنوان نامزد حزب جمهوری خواه برگزیده شود ، این درحالی بود که بسیاری از جمهوری خواهان مخالف حضور وی بودند تا جایی که اعضای کابینه جرج بوش رئیس جمهور  پیشین آمریکا علیه ترامپ سخنانی بیان کردند ، بااین‌حال اقبال با دونالد ترامپ همراه بود و ترامپ  تمام هم حزبی های خود را چه خوششان بیاید و چه نیاید کنار زد .

در بدو ورود دونالد ترامپ به عرصه نبرد با هیلاری کلینتون ، همسر رئیس‌جمهور  پیشین ایالات متحده ، نه تنها کمتر کسی احتمال پیروزی این شخص را به عنوان ۴۵مین رئیس‌جمهور آمریکا می داد بلکه در نظر سنجی های رسانه ها نیز دونالد ترامپ به شدت از هیلاری کلینتون عقب بود ، اما هیچ‌کدام از این‌ها اهمیتی نداشت ،آن بخشی از مردم آمریکا که مخاطب سخنان ترامپ بودند پیام‌های او را به خوبی دریافت می کردند.

در جدال با هیلاری کلینتون که از دوران دانشجویی در فعالیت‌های سیاسی بوده و همواره در سیاست به نحوی حضور داشته ، تمرکز ترامپ بر کوبیدن سیاست های خارجی دولت باراک اوباما بود که سکان وزارت خارجه اوباما روزی در دستان هیلاری کلینتون بود و انگشت اتهام پدیدآمدن داعش را رو به سمت او نشانه می گرفت و بارها برجام را قراردادی بد و بر ضد سیاست های آرمانی آمریکا خطاب کرده و به نوعی یک ذهنیت  در افکار عمومی آمریکا  در ناکارآمد بودن دولت اوباما و دمکرات‌ها  پدید آورد .

با وجود اینکه قشر تحصیل کرده آمریکا همراه و همگام با هیلاری کلینتون بودند اما دونالد ترامپ توانست با وعده هایی که همواره جزء رؤیای آمریکایی ها بوده توانست توجه سفید پوستان آمریکا را به خود جلب کند و درجبهه مقابل نیز شاید سیاه پوستان آمریکایی که عامل پیروزی باراک اوباما بودند ، با مشاهده نکردن تغییر خاصی در سیاست های تبعیض نژادی در آمریکا ، با حضور کم رنگ تر در انتخابات ، راه را برای پیروزی ترامپ هموارتر نمودند .

در پایان می توان گفت که زمام حکومت ایالات متحده به دست کسی افتاده است که هیچ تجربه ای در سیاست ندارد و شعارهای وی سبب ترسیدن مردم آمریکا و جهان شده است ، بازارهای جهانی نیز به انتخاب او واکنش مناسبی نشان نداده‌اند و نباید از نقش لابی های صهیونیستی در تصمیم گیری ها و سیاست گذاری های آمریکا به این سادگی رد شد ، خواه رئیس جمهور دونالد باشد خواه هیلاری .